فاصله

بین «وحید جلیلی» و «علی خامنه‌ای»، چهار انگشت (نفر) فاصله است، مانند فاصله‌ی گوش تا چشم. [اگر من توهم نزده باشم و مردی که چپ تصویر نشسته است، وحید جلیلی باشد.]

نمی‌دانم که سعادت این را خواهم یافت که آقای جلیلی را زیارت کنم یا نه، ولی اگر ایشان را زیارت کردم، حتماً به ایشان خواهم گفت که با «غرب‌گرا»خواندن «جواد طباطبایی» نمی‌شود «ملاصدرا» را زنده کرد، همان‌گونه که «مصباح» با لعنِ «شریعتی» نتوانست -- بدونِ خشونتی انقلابی -- «اسلام ناب محمدی» را پیاده‌سازی کند. 

هر پیامبری نیاز به یک چوب‌دستی دارد، ایشان فعلاً چماق به‌دست گرفته‌اند و می‌خواهند عروج کنند. انشاءالله که بتوانند!

 

هبوطم

«و شما [طىِ ره مستقيم را] نخواهيد خواست مگر آنكه خدا، پروردگار جهانيان بخواهد.»
– قرآن، سوره‌ی تکویر، آیه‌ی ۲۹

این‌که همیشه انسان در اقلیّت بماند خود دردی‌ست بی‌دوا. «سایه» جایی گفته بود که نمی‌داند چرا همیشه از تیم‌های بازنده حمایت می‌کند، من نیز نمی‌دانم که چه علاقه‌ای به در حاشیه بودن دارم، شاید این علاقه‌ام از آن‌جا بر می‌خیزد که از ضعف‌های خود بی‌نهایت شرمسارم و سعی بر پنهان کردن آنان می‌کنم -- زمانی که در حاشیه هستی کسی ضعف‌هایت را نمی‌بیند. از هر راه کج و مستقیمی هراس دارم، چرا که نه تاب جهنّم دارم، نه مهنت بهشت می‌کشم. آن گوشه ایستاده‌ام که نه قرار است فردی موفق شوم، نه انسانی بی‌سروپا -- البته دومی محتمل است. خودم را می‌بینم که با کیسه‌ای روی دوشم زباله‌گردی می‌کنم، یا کارمندی خسته‌ام که قرار است هوش مصنوعی برای همیشه از میدان به درم کند و به گوشه‌ی تنگ آرزوها بفرستد. خلاصه که این هم قصّه‌ی من بود، قصّه‌ای که از آن بانام چرخه‌ی سقوط یاد می‌کنم، من سال‌هاست که از بهشت هبوط کرده‌ام: «پس شيطان موجب لغزش آن‌ها شد، و آنان را از آنچه در آن بودند (بهشت) خارج ساخت، و به آنها گفتيم همگی [به زمين] فرود آیيد»۱

ادامه‌ی مطلب

گذشته‌ای که نگذشته

به‌یاد آرید آخرین سخنان راسکول‌نیکف قبل از تحویل دادن خود به قانون را.

و فراموش کنید داستان انسان را و هر کس که در این وادی انسان بوده. فراموش کنید و به خاک سردی بسپرید تمام تصویری که انسان از خود نمایان می‌کند را. بشنوید از طبیعت، از این ملال ذوق‌آور که این‌گونه شق و رق بادش را بر صورت ددان متمدن می‌کشد! کدام مدینه؟ همان مدینه که قرار است روزی فاضله شود؟ «برای برخی گذشته تمام گشته است. کسانی هم هستند که گذشته برایشان در راه است و خواهد آمد.»۱

ادامه‌ی مطلب
arrow_upward