شریعت و خیابان
داشتم در خیابان از جلوی چند مغازه عبور میکردم، دختر و پسری را دیدم که ظاهراً دوستدختر و دوستپسر بودند. بهاحتمال زیاد مدت مدیدی از آغاز رابطهشان نمیگذشت. دختر حجابِ سر نداشت، بطری آبی در دست گرفته بود و در یک روز رمضانی آن را مینوشید و دست در دست آن پسر -- که تلویحاً در فقه سنّتی با او نامحرم است -- به راهرفتن میپرداخت. متحیّر شدم! نه از رفتارِ آنان بلکه از بیتفاوتی جامعهای که ۴۷ سال بهدست یک حکومت برپاکنندهی شریعت افتاده و اکنون این چنین نسبت به خارج شدن انحصارِ عرصهی عمومی از دست دین بیتفاوت است. اهمیت ندادن این زوج به شریعت برای من جای تأملی بسیار ژرف بود و این تأمل زمانی مرا شگفتزدهتر کرد که دیدم مردِ رابطه در حال سخنگفتن از یک فیلسوف غربیست؛ یعنی همانچیزی که نهاد رسمی دین در سدههای اخیر از آن هراس داشته امروز مقابل او قرار گرفته و دستهایش را از پشت به هم گره کرده است. نهاد رسمی دین سالهای سال با هر سلاحی که داشته -- چه قبل از گرفتن قدرت سیاسی، چه پس از آن -- سعی در سرکوب همهی آنچه این زوج اکنون دارند کرده؛ سلاح تکفیر، سلاح تهدید، سلاح تهمت، سلاح سنت، سلاح بازداشت، سلاح زندان و ... اما میبینید که نه تنها موفقیتی کسب نکرده بلکه هر آنچه قبلاً کسب کرده بود را نیز دارد بهشکل هیستیریکی از دست میدهد.
شاید عدهای بپندارند که این شکستِ حکومت در بهانحصارگرفتنِ عرصهی عمومی بهنفعِ شریعت، یک پیروزی برای ملّت ایران است. اما کسانی که اینگونه میپندارند جمهوری اسلامی را -- حتی در سطحیترین شکل ممکنش -- نمیشناسند. جمهوری اسلامی حکومتیست که به قشر هوادار خود وعدهی جامعهای شرعی را داده است. همهچیزِ «ولی فقیه» -- حتی اسمش -- از فقه و شریعت نشأت میگیرد، فلذا پس از طیشدن این جنگ -- یعنی جنگ ایران و اسرائیل سرگرفتهشده در رمضان سال ۱۴۴۷ هجری قمری -- و رسیدن به شرایط صلح، ولی فقیه فعلی (آیتالله مجتبی خامنهای) مجبور است عنان حکومت را در دست گیرد و با هر ترفندی عرصهی عمومی را دوباره شرعی سازد. بدون جاریساختنِ احکام فقهی در همهجا اساساً جمهوری اسلامی معنای خود را از دست خواهد داد. جمهوری اسلامی نمیتواند دست از اجرای شریعت بردارد. در طولانی مدّت محال مینماید که ما با حکومتی طرف شویم که سطح جامعه را از یک جامعهی شرعی و الٰهی -- بهزعم خودش -- به یک جامعهی عرفی (سکولار) تنزل دهد. شاید هم من اشتباه میکنم و پایان این جنگ آغازی متفاوت برای جمهوری اسلامی باشد!
پینوشت: احتمال دیگری هم هست، و آن اینکه طبق روال گذشته حکومت تمام این تغییرات را بهروی خودش نیاورد و در گرداب دنیای مدرن کمکم حل شود.
پینوشت دوم: آن زوجی که ابتدای متن دربارهیشان صحبت کردم را یک مثال تصور کنید.
[اگر نظری دربارهی این متن داشتید، آن را در قسمت نظرات بنویسید.]