تقابل ایمان و شک
تو با خِرد خُرد خود شک میکنی، و او با ایمانِ کاملش تو را میان انگشتانش خُرد میکند. «اونا با پتکشون میان سراغ جفتمون».
برای نوشتن چیزهای شگفتانگیز
تو با خِرد خُرد خود شک میکنی، و او با ایمانِ کاملش تو را میان انگشتانش خُرد میکند. «اونا با پتکشون میان سراغ جفتمون».
وقتی سیاوش قمیشی این را گفت، هیچگاه کسی گمان نمیبرد که قرار است در ادامهی زندگیمان برای اشاره به کلماتی که زِ معنای واقعی خود تهی گشتهاند آنها را از هم بگسلیم؛ وه که این گسلهای معنایی -- که در حقیقت ما خالق آنهاییم -- چه مهیبناک ما را از واقعیت به دور گماشته و خود صاحب آن شدهاند.
شعر جزم ما، شعر جرم ماست ... هر کلمه که میگوییم، هر آنکس که میشناسیم در درون ما را مورد هجوم آواهای ناموزون خویش قرار میدهد و ما -- خلع ید شده -- وی را مینگریم که با پتکی دروغین لذت شراب ناراستی را بر ما میخوراند. این غم چگونه تمام میشود؟ کدامین شوکران ما را به پایان این شب سیاه میرساند؟
من جواب این سوالات را نیک میشناسم. من به انسانیترین و نامشروعترین شکل ممکن میتوانم پاسخ دهم، این سوالات سراسر ناقدسی را! این سوالات مظهر و مرجع ناملموس شرکند، پس من که مرتدّی حرفهای و مسکون در جمال فرقهی ضالهی محرّفین هستم، نیک توان پاسخ به اینها را دارم.
و امّا پاسخ: جنون سکوت در درههای بیبطلانِ ذهنِ بیمارِ «خودها»۱
مشرکم به شرکی و ملحدم به لحدی که در تمام زندگی گریبانم را گرفته و نمیرهاند ...
کاش جایی در جهان بود که در آن بهجای موشک از زیبایی سخن میگفتند و زیبایی را میستاییدند ... دریغا که نمیشود.
عید سعیدِ فطر بر جمیع مسلمین و مسلمات مبارک باد انشاءالله.
عجیبترین رسانهای که تا به حال دیدهام «تابناک» است. دقیقاً نمیدانم که چگونه کار میکند، یعنی اساساً برای چه وجود دارد. از «نحوهی پخت گوشت سگ» تا «نحوهی عمل کردن کتف ماهی» داخلش هست، امّا معلوم نیست که دقیقاً چیست و چه میکند. اگر کسی میداند که این رسانه دقیقاً چیست به ما هم بگوید، بلکه از جهل درآییم!
پینوشت: خواندن مقالاتشان مرهم روح است و مایهی فرح و شادی در این ایّام نوروز ...
پینوشت دوّم: کاش برگردم به زمانی که این رسانهی وزین را ندیده بودم و چیزی دربارهاش نشنیده بودم.
دلم برای یه چیزی تنگ شده که نمیتونم بگم چیه، یعنی بگم بلاگیکس کلِ بلاگ رو میبنده😁
«اتاقت را تمیز کن!»۱
ما دوست داریم دنیا را تغییر دهیم، امّا گاهی فراموش میکنیم که اتاق خودمان را تمیز کنیم.
بسیاری از تغییرات نه از فریادهای بلند، بلکه از نواهایی کوچک آغاز میشوند و با آنها پیش میروند و بهجایی میرسند.
نو روز مبارک!
متأسفانه در ایران، ما هیچ درک درستی از «حقوق بشر» نداریم. از روحانیّت تا روشنفکران ما، همه گمان میکنند که حقوق بشر دم و دستگاهیست در غرب؛ در بهترین حالت سازمان خیریهایست که در راه رضای «خدا» کارهایی انجام میدهد و در بدترین حالت یک توطئهی غربی برای نابودی کشورهایی مثل ماست! در حالی که حقوق بشر اساساً یک مفهوم است، مفهومی که در آن ابتداء چیزی بهنام انسان -- از دیدگاهی مدرن -- تعریف میشود. حقوق بشر از دستگاه معرفتشناختیای میآید که در آن تمام انسانها فارغ از رنگ پوست، جنسیّت، دین، طبقهی اجتماعی، محل زندگی و ... انساناند و حقوقی دارند که کسی حق نقضشان را ندارد. درست است که خاستگاه حقوق بشر غرب است، امّا مفاهیمی که در آن بهکار میرود هیچربطی به غرب -- علیالخصوص آمریکا -- ندارد.
در سنّت و معرفتشناسی دینی ما وسیلهای برای تعریف حقوق بشر وجود ندارد. تحقیقاً غیرممکن است که حقوقی برای بشر تعیین کنیم، زیرا حقوق بشر نشأت گرفته از برابر دانستن انسانها بهلحاظ ذاتیست، در حالی که در اسلام مسلمان و کافر، سیّد و غیرسیّد، زن و مرد، بالغ و نابالغ، حلالزاده و حرامزاده بالذات متفاوتاند. فرهنگ ما نیز تحت تأثیر دین ما -- و فرهنگهای پیشامدرن دیگر -- بههیچروی نمیپذیرد که یک غیرایرانی را در کنار یک ایرانی قرار دهد و هر دو را برابر بداند، فلذا تعریف «حقوق بشر» در آن غیرممکن مینماید. این اشعار «بنیآدم اعضای ...» را هم بگذارید درِ کوزه، آبش را بخورید، زیرا که به هیچ کار دیگری نمیآید. تا زمانی که تعریف ما از انسان از هزارتوی قدسیّت نشأت میگیرد، در بندِ همان میماند. این از لطافت شیخ شیراز بوده که اینها را میگفته و لا غیر.
یکی از وجوه اشتراک اکثر فعالان سیاسی در ایران عدم اعتقاد و اعتماد آنان به مفهوم «حقوق بشر» است. در جریانهای سیاسی ایرانی چیزی بهنام «حق دیگری» وجود نداشته و ندارد. هر کس در صدد احقاق حق انسانهای حاشیهای برآید، تهمتهایی میخورد که حاصل درک نکردن «حقوق بشر» توسط ایرانیان است. تنها راه رسیدن به «حقوق بشر» تعریفی برابر و بیحاشیه و مقدمه از «بشر» و کنار گذاشتن تمام تعصبها توسط روشنفکران و اندیشمندانِ ایرانیست. تا زمانی که کافر نجس است و سیّد محترم، نمیشود «حقوق بشر» را درک کرد، نمیشود!
پینوشت: حتیٰ عبدالکریم سروش که خود را «روشنفکر دینی» میداند هم برای احترام به محمّد خاتمی (رئیسجمهور اسبق) -- در مصاحبه با بیبیسی فارسی -- او را سیّد میخواند.
اینجا جاییست که قرار است بسیار درونش پرحرفی کنم، اگر دوست داشتید حرفهایم را بشنوید، نیاز به هیچ صدای درونی و قلبیای ندارید، فقط به چشمهایتان اعتماد کنید.