امرا مردان خدا نیستند

آیا «بمان و بساز» نسخه‌ی سکولارشده‌ی «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»۱ نیست؟ ای کَلَک‌ها! فکر کردید من هم مانند خودتان خَرَم؟ البته این جمله را برای نخبگان علمی، مثل آقای عبدالکریمی (هایدگر ایران) و آقای سروش (مارتین لوتر مناطق اسلام‌زده) نوشته‌اند، به پخمگانی مثل من ربطی ندارد!

«نیم‌نانی گر خورد مردِ خدا
بذلِ درویشان کند نیمی دگر

ملکِ اقلیمی بگیرد پادشاه
همچنان در بندِ اقلیمی دگر»
— سعدی

ادامه‌ی مطلب

دختر عرب و ایرانی

دختر عربی نوشته بود: «از پیامبر خدا — که درود خدا بر او باد — روایت شده است که زنان بیشترین اهل جهنم هستند. از عمران بن حُصَین از پیامبر — که درود خدا بر او باد — نقل شده است که فرمود: «در بهشت نگریستم، پس دیدم بیشترین اهل آن فقرا هستند و در جهنم نگریستم، پس دیدم بیشترین اهل آن زنان هستند.» (روایت بخاری ۳۲۴۱ و مسلم ۲۷۳۷)»

آن دختر عرب، متن بالا را زیر توییت دختری ایرانی نوشته بود که عکس خود را پس از کشف حجاب گذاشته بود. جالب اینجاست که جواب آن دختر به این نوشته، آیه‌ی ۳۰ سوره‌ی نور بود: «گوى مؤمنان [مرد] را تا: فراز گيرند از چشم‌هاشان، و نگاه دارند فرج‌هاى ايشان، كه آن بهتر [است] ايشان را، كه خداى آگاه است بدان‌چه مى‌كنند.»

این تقابل الٰهیاتی (Theological argument) برای من بسیار جالب بود! در جایی که آخوندها یادشان رفته است که حدیث و آیه بخوانند و با هم تقابلی دینی داشته باشند، دو زن مسلمان ایرانی و عرب با هم چالشی دینی دارند، شاید بی‌آن‌که به معنای آن توجه کنند!

سخنان ابوزید درباره‌ی زنان در اسلام و نقد خودم

متنی را خواندم از قرآن‌پژوهی به‌نام ابوزید؛ در حقیقت متن نوشته‌ی خودِ او نبود و برگرفته از نظراتش بود. در آن متن آمده بود: «به‌گفته‌ی ابوزید باید اصل و فرع را در گفتارهای قرآنی بازشناخت. هرجا سخن از عبادت یا آفرینش است، خدا میان زن و مرد فرقی ننهاده است؛ اما وقتی به قلمرو اجتماعی می‌رسد، گفتارهای قرآن تبعیض‌آمیز به نظر می‌آیند. ابوزید می‌گوید گفتارهایی که به موقعیت اجتماعی زن اشاره دارند، همگی بسته به سیاق نزول آیات‌اند. در نتیجه باید اصل را آیات ناظر به آفرینش زن و مرد قرار داد که آن‌ها را برابر می‌دانند. آیات ناظر به موقعیت اجتماعی فرع‌اند؛ یعنی اگر پیامبر امروز زنده بود و مسلمانان می‌توانستند از او درباره‌ی مسائل‌شان بپرسند و حکم خدا را درباره‌ی برابری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زن و مرد بخواهند، بی‌گمان خداوند به برابری آن‌ها حکم می‌داد.»

من هنوز نمی‌فهمم که آقای ادیب ما این کلمه‌ی «بی‌گمان» را از کجا آورده است؟ چگونه فهمیده است که خداوند «بی‌گمان» چه خواهد گفت؟

وقتی سخن از حقوق زنان در اسلام می‌شود، حرف‌های زیادی به میان می‌آید؛ اما چیزی که من مشاهده کرده‌ام این است که این حرف‌ها، چه بنیادگرایانه باشند چه مدرن، به مزاج زنان مسلمان و صاحبان دین و قدرت چندان خوش نمی‌آیند؛ معادله، خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست! از اساس، این‌که همه‌ی شیعه و سنّی را یک‌کاسه کنیم و درباره‌ی جهانی به‌نام «جهان اسلام» سخن بگوییم، جرئت زیادی می‌خواهد. همین الان و سال‌ها پس از مرگ جناب ابوزید، طالبان در افغانستان به زن‌ها اجازه نمی‌دهد چهره‌هایشان را نمایان کنند یا به‌راحتیِ مردان به اماکن عمومی بروند و تحصیل کنند، در حالی که بنیادگراترین نظریه‌پردازان جمهوری اسلامی در ایران، این‌گونه رفتارها را (حداقل به‌لحاظ نظری) درست نمی‌دانند.

همه‌ی این‌ها به ما می‌گوید که شاید نظر پیامبر اسلام امروز با «فمینیسم غربی» یکسان باشد، اما نکته‌ی مهم‌تر اینجاست که ما امروز در جهان بی‌کران اسلام (از هند و چین و مالزی و اندونزی تا قلب لندن)، آن پیامبر اسلام یا جهانی را که او در آن می‌زیسته است، نداریم. فقیهان شاید بسیار بنیادگرا باشند و بر اصول تکیه زنند و مردم هم ظاهراً مطیع آن‌ها باشند، اما فهمیدن جامعه با فهمیدن خودِ اسلام، مثل فهمیدن آناتومی بدن با طب سنتی است.

سه ترجمه‌ی متفاوت از قرآن

آیه‌ی ۱۲۰ سوره‌ی بقره: «وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ»

ترجمه‌ی اوّل از مکارم شیرازی: هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

ترجمه‌ی دوّم از مهدی الٰهی قمشه‌ای: هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد مگر آنکه پیروی از آیین آنها کنی. بگو: راهی که خدا بنماید به یقین راه حق تنها همان است؛ و البته اگر از میل و خواهش آنها پیروی کنی بعد از آنکه طریق حق را دریافتی، دیگر از سوی خدا یار و یاوری نخواهی داشت.

ترجمه‌ی سوّم از ترجمه‌ی تفسیر محمّد طبری: و نه خشنود شوند از تو جهودان و نه ترسا آن تا پس روى دين ايشان را. بگو: كه راه خداى آنست راه راست، و گر پس روى كنى آرزوهايشان پس از آنكه آمد بتو از دانش، نيست تُرا از خداى هيچ دوستى و نه يارى دهى.

آن کلمه‌ی «تحریف یافته» که آقای مکارم شیرازی در پرانتز گذاشته‌اند، چرا باید باشد؟ یعنی در کجای آیه به چنین چیزی اشاره شده است؟ چه معنایی را کامل می‌کند؟

arrow_upward