هوش مصنوعی و کوپرنیک

فرض کنید که به‌شکلی جادویی و غیرممکن هوش مصنوعی در زمان نیکولاس کوپرنیک وجود داشت. کوپرنیک می‌گفت: «زمین به دور خورشید می‌چرخد.» کلیساییان سریعاً به مدل‌های زبانی‌ای که بر اساس دانش روز آموزش دیده بودند رجوع کرده و می‌پرسیدند: «آیا زمین به دور خورشید می‌چرخد؟» هوش مصنوعی هم پاسخ می‌داد: «بر اساس اجماع علمی، شواهد رصدی و متون مقدس، فرضیه خورشیدمرکزی کوپرنیک فاقد اعتبار آماری و تجربی است.»

شاید بگویید که این حرف من اشتباه است، اما یک‌بار به عملکرد هوش مصنوعی گراک (Grok) در اکس (X) بنگرید؛ انگار که فکت‌ها، آمارها، عددها و گزارش‌هایی که گذشتگان جمع‌آوری کرده‌اند مثل «علم رجال»ی درآمده که می‌توان از آن برای صحیح دانستن هر روایتی استفاده کرد، انگار که گذشتگان همیشه راست گفته‌اند و ما می‌توانیم برای تأیید پیشفرض‌های خود از حرف‌های آنان -- در قالب پاسخ هوش مصنوعی -- استفاده کنیم. اختلاف نظرها، مناقشات نظریه‌پردازان و فیلسوفان و کاوش‌های پژوهشی همگی جای خود را به الگوریتمی می‌دهند که باید غرایز اولیه‌ی ما را برای دوست داشته شدن، عشق ورزیدن، هیجان و... ارضاء کند!

نقد

اگر نقدی به من دارید، زیر این پست حتماً مطرح کنید تا بتونم بیشتر به نقاط ضعف خودم پی ببرم. از همگی متشکرم.

توهّمات عدّه‌ای

عدّه‌ای گمان می‌برند که پیشرفت و مدرنیّت یعنی داشتن سازه‌های شهری مدرن، اینترنت پرسرعت و غذا و بهداشت خوب با قیمت خوب -- شاید هم رایگان! امّا واقعیّت امر این‌جاست که هیچ انسان عاقلی چنین تصوّری از مدرنیته نداشته و ندارد.

این توصیفات، توصیف یک بهشت پیشامدرن است، نه جامعه‌ی مدرن. در این تصور هیچ اثری از «انسان» دیده نمی‌شود. عدّه‌ای -- که شاید اکثریّت جامعه‌اند -- گمان می‌کنند که حقوق، مواجهه‌ی دین و فرهنگ با مظاهر مدرنیته، سلامت روان، امنیّت، توسعه و پیشرفت همین‌جوری یک دفعه سر از بناهای بلند و سربه‌فلک‌کشیده درمی‌آورند و اگر آن آسمان‌خراش‌ها را بسازیم، تمام مشکلات انسانی حل می‌شوند!

در حالی که این‌گونه نیست. اگر از مثال‌های سطحی بگذریم، هیچ کس نمی‌تواند از ثروت بیشتر، امنیّت و «عدالت در برابر قانون» دربیاورد. در جوامع ثروتمند مشکلات انسانی با یک بشکن حل نمی‌شوند و خودبه‌خود منجیِ اخلاقی‌ای ظهور نمی‌کند.

برخی نمی‌خواهند جامعه‌ای بسازند و در آن گفت‌وگو و توافق و دموکراسی و علم و... را بنیاد نهند! می‌خواهند پل، کارخانه و در بهترین حالت یک «انسان ایده‌آل» بسازند تا انسان را به بند بکشند. گاهی آدمی خودش هم نمی‌فهمد که دارد برای خودش طناب دار یا -- در بهترین حالت -- طناب بردگی می‌بافد! آن انسان ایده‌آل که برای همه‌ی دوران کافی‌ست، کارش به‌جایی اگر برسد، شاید قعر جهنّم نباشد، امّا قطعاً بهشت هم نخواهد بود.

نقد

اگر نقدی درباره‌ی پست‌های منتشرشده یا منتشرنشده دارید، لطفاً مطرح کنید، خوشحال می‌شوم که بشنوم.

arrow_upward