توهّمات عدّه‌ای

عدّه‌ای گمان می‌برند که پیشرفت و مدرنیّت یعنی داشتن سازه‌های شهری مدرن، اینترنت پرسرعت و غذا و بهداشت خوب با قیمت خوب -- شاید هم رایگان! امّا واقعیّت امر این‌جاست که هیچ انسان عاقلی چنین تصوّری از مدرنیته نداشته و ندارد.

این توصیفات، توصیف یک بهشت پیشامدرن است، نه جامعه‌ی مدرن. در این تصور هیچ اثری از «انسان» دیده نمی‌شود. عدّه‌ای -- که شاید اکثریّت جامعه‌اند -- گمان می‌کنند که حقوق، مواجهه‌ی دین و فرهنگ با مظاهر مدرنیته، سلامت روان، امنیّت، توسعه و پیشرفت همین‌جوری یک دفعه سر از بناهای بلند و سربه‌فلک‌کشیده درمی‌آورند و اگر آن آسمان‌خراش‌ها را بسازیم، تمام مشکلات انسانی حل می‌شوند!

در حالی که این‌گونه نیست. اگر از مثال‌های سطحی بگذریم، هیچ کس نمی‌تواند از ثروت بیشتر، امنیّت و «عدالت در برابر قانون» دربیاورد. در جوامع ثروتمند مشکلات انسانی با یک بشکن حل نمی‌شوند و خودبه‌خود منجیِ اخلاقی‌ای ظهور نمی‌کند.

برخی نمی‌خواهند جامعه‌ای بسازند و در آن گفت‌وگو و توافق و دموکراسی و علم و... را بنیاد نهند! می‌خواهند پل، کارخانه و در بهترین حالت یک «انسان ایده‌آل» بسازند تا انسان را به بند بکشند. گاهی آدمی خودش هم نمی‌فهمد که دارد برای خودش طناب دار یا -- در بهترین حالت -- طناب بردگی می‌بافد! آن انسان ایده‌آل که برای همه‌ی دوران کافی‌ست، کارش به‌جایی اگر برسد، شاید قعر جهنّم نباشد، امّا قطعاً بهشت هم نخواهد بود.

arrow_upward