امرا مردان خدا نیستند

آیا «بمان و بساز» نسخه‌ی سکولارشده‌ی «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»۱ نیست؟ ای کَلَک‌ها! فکر کردید من هم مانند خودتان خَرَم؟ البته این جمله را برای نخبگان علمی، مثل آقای عبدالکریمی (هایدگر ایران) و آقای سروش (مارتین لوتر مناطق اسلام‌زده) نوشته‌اند، به پخمگانی مثل من ربطی ندارد!

«نیم‌نانی گر خورد مردِ خدا
بذلِ درویشان کند نیمی دگر

ملکِ اقلیمی بگیرد پادشاه
همچنان در بندِ اقلیمی دگر»
— سعدی

ادامه‌ی مطلب

نابودیِ سخنانش

نوشته‌ای را دیدم که رئیس‌جمهور ایالات متحده‌ی آمریکا در آن گفته بود: «تمدنی امشب خواهد مرد، و دیگر بر نخواهد گشت ...» نمی‌دانم که چنین چیزی در واقعیت چقدر ممکن است و آیا می‌شود که یک شبه تمدنی را نابود کرد یا نه؟! باری چیزی که می‌دانم این است: آن‌چه در تاریخ نگاشته‌شده، نگاشته شده و نمی‌توان آن را به این راحتی از ذهن مردمان پاک کرد. ایران خود ماییم و تا زمانی که زنده‌ایم و قصه‌ی ایرانی‌بودنمان را تعریف می‌کنیم، ایران در سطربه‌سطر جملاتمان جاری‌ست. ایران چیزی جز قصه‌ای که ما با یک‌دیگر ساخته‌ایم نیست. هر پالایشگاهی که بسوزد، هر پلی که بریزد و هر دانشگاهی که ویران شود، ذره‌ای از این قصه است که برای همیشه از دستش می‌دهیم ...

arrow_upward