آیتالله
«اگر حقیقت زن باشد -- چه خواهد شد؟» این را آن مراد گفت و دم دیگر نتوانست برآورد. اگر بگوییم که حقیقت یک «زن» است، آنگاه چه کس را جرئت این است که جرعهای از آبِ غفلت بنوشد و دم آرد: «ای بیخویش مردگان در ساحتِ کلیساها و حوزهها، هوش باشید، که ناجیِ شما را یک زن میفرستد؛ هر آنچه نوشتهاید -- و نوشیدهاید -- آبی بوده که بیهیچ ثمری با پاهای مردانه و منحوس خود در هاونها کوفتهاید. کتابهایتان سراسر خشمِ منحطّ مردانه است و فتاوایتان یادگار شهوتی بیبدیل که هیچ بهدرد زنی زنده در تکاپوی آسمانها نمیخورد! شما رنگ رستگاری را هم در قالیِ خیالتان نخواهید بافت -- تا آنزمان که به این جزمیّت مردانهی خود گرفتارید.»
«یـا أَحْمَدُ! لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما»
ترجمه: ای احمد (پیامبر) اگر تو نبودی، آسمانها را نمیآفریدم؛ اگر علی نبود، تو را نمیآفریدم؛ اگر فاطمه نبود، هر دوی شما را نمیآفریدم.

[منبع عکس: خبرگزاری آفتاب، بهنقل از خبرگزاری دانشجو]