گیمینگ آگاهانه
سعی میکنم بهجای خواندن اخبار بیمحتوا و تحلیلهای پوچ رسانههای خبری، به گیمینگ آگاهانه -- که در این مقاله از ویجیاتو بهخوبی و بهاختصار توضیح داده شده -- پناه ببرم. خواندن کتابهای درسی و غیردرسی و دیدن سریالها و فیلمها شاید آخرین سنگر من برای محافظت از خود باشد. این حجم از استیصال -- که باید از آن به ویدیوگیم پناه برد -- در این لحظه بسیار ناامیدکننده است، امّا آدمی با همین امیدها زنده است. انسان که نمیتواند رویش را به قبله کند و منتظر ظهور مرگ باشد، باید کاری کرد و خود را از چنگالهای بیرحم دنیا بیرون کشید. شاید در گذشته هم همین بوده؛ گذشتگان من هم بعد از کارهای سخت روزانه و گذران هزاران مشکل -- مانند قحطی و نداری -- زیرِ کرسیای مینشستند و کنار هم به اشعار و قصّهها گوش میسپردند و این قصّهها روزها و شبهایشان را به هم گره میزدند. برخی از این قصّهها پدیدههای طبیعت را توضیح میدادند، برخی پیشگویی و پیشبینی میکردند، برخی دربارهی مرگ و آخرت سخن میگفتند و عدّهای دنیای پرتلاتم بیرون را برای شنوندگان ساده میکردند. همه در کنار هم -- با تمام مشقّتها -- میتوانستند قصّهای بسازند که با آن میشد زندگی کرد.
بگذریم از این قضیه که بعدها عدّهای آمدند و با استفاده از همین قصّههای کهن ملّتها قصّههای دیگری ساختند و امکان هرگونه زندگی را از انسانها سلب کردند. منظور من این نیست که هر آنچه در این قصّهها گفته میشد درست است یا باعث بهزیستی و همزیستی میشود، لٰکن این قصّهها چون بینهایت انسانی بودند میتوانستند با تغییر و نرمی -- با ظرافت دست انسانی -- به قصّههایی بدل شوند که امکان زندگی را بهبود میبخشیدند.