تا آخرین ستاره از شب فروافتد

«من از بامدادِ جهان وجود داشته‌ام و تا وقتی که آخرین ستاره از شب فروافتد، خواهم بود. هرچند که قالبی چون گایوس کالیگولا به خود گرفته‌ام، اما من همه‌ی مردمانم و در عین حال هیچ‌کس نیستم؛ بنابراین من یک خدایم.»
— سزار گایوس کالیگولا (در فیلم کالیگولا)

نجاست سگ

آقای مهدی موسوی عقیقی کتابی با نام «پرونده‌ی سگ در فقه و شریعت» نوشته است که می‌توانید آن را از لینک روبه‌رو -- از کانال خودش -- دانلود کنید: https://t.me/fekr_rak/1033

البته این بازنشر به‌مثابه تأیید یا رد ادعا و ادله‌ی او نیست و صرفاً برای حمایت است!

 

من نیازمندم به آن‌چه می‌شود

«مامان، من از سگ می‌ترسم!»

«من به آخوندی نیازمندم که به‌جایم نماز بخواند.»

«چایی می‌خوری؟»

«مهدی...»

«سرِ چشمه شایَد گرفتن به بیل / چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل» [این را از گنجور کپی کرده‌ام.]

«کریمی... هههه...»

«چند وقتیه که...»

«توافق بین انسان‌ها از دُرون...»

«پلاستیک مشکی...»

«نری بیرونا!»

«میری این آشغالا رو بندازی دم در...»

«هر پسری که... کنسله...»

«سرم داره از درد می‌ترکه...»

«صدای سولودرام، مشکی و نارنجی...»

«بچه‌هااااااا...»

«مهدی...»

بروز خشم و درد

یکی از کارهایی که از دستم برنمی‌آید، ابراز و اظهار خشم است. زمانی که خشمگین می‌شوم، در بدترین حالت فقط به خودم فحش می‌دهم و از برخورد با دیگری عاجزم. یکی از دلایلی که حتیٰ در اینترنت هم ناسزا نمی‌گویم -- یا کم می‌گویم -- همین است.

لباس تمدن

«لبسنا قشرهًْ الحضارهًْ والروح جاهلية.»
— نزار قبانی

(ترجمه: ما پوست تمدن را پوشیدیم و روح، جاهلی ا‌ست)

یه بار یه دختره‌ای بود

هر موقع این جمله‌ی «یه بار یه دختره‌ای» یا «یه بار یه دختری بود» رو از من شنیدید، مستقیماً‌ من رو دعوت به سکوت کنید و خودتون هم به حرفم گوش ندید. اگر هم چیزی با این عنوان نوشتم، نخونید و گذر کنید. معمولاً وقتی من چیزی درباره‌ی یه دختر می‌گم، یعنی دارم خالی می‌بندم و محتوای حرفم ارزش وقت گران‌بهای خودم و شما رو نداره.

به قول یکی از دوستان: «تو گی‌تر از اونی که درباره‌ی دخترها حرف بزنی :))))»

فتیش خبری

یکی از فتیش‌های من خواندن اخباری‌ست که مال سال‌های قبل‌اند! با جست‌وجوی این عبارت از آیت‌الله مصباح یزدی: «باید کسانی سرکار بیایند که اولویتشان اسلام باشد نه ایرانی بودن» به این گزارش خبری رسیدم که بسیار جالب و تأمل‌برانگیز بود. پیشنهاد می‌کنم که آن را بخوانید.

نقل‌قول‌های جالب این گزارش خبری:

نیایند بگویند از حکومت صالحان حرف می‌زنیم و رئیس‌جمهور ونزوئلا را مطرح کنند. ما در یک کلام قائل به اسلام، احکام اسلامی و در عمل به نایب امام زمان(عج) که همان ولی‌فقیه است، هستیم.

— محمدتقی مصباح یزدی

ممکن است بعضی‌ها برخی از مظاهر بدی‌ها را در میان خواص و عوام مشاهده کرده و از آنها گله‌مند باشند اما با جمع‌بندی دقیق به این نتیجه می‌رسیم که با سرعت و امید به ویژه از نظر معنوی رو به پیشرفت قرار داریم.

— علی‌رضا پناهیان

باید کسانی سرکار بیایند که اولویتشان اسلام باشد نه ایرانی بودن، اینکه شعار ایران بدهند این شعار بهایی‌ها هم هست.

— محمدتقی مصباح یزدی

حاکمیت ولایی یک بحث سیاسی است.

— مرتضیٰ آقاتهرانی

آنها که می‌گویند ولایت فقیه همانی است که در قانون آمده باید پاسخ بدهند که اگر قانون اساسی اصلاح شد و این ماده مهم حذف شد، آیا قائل به ولایت فقیه نخواهند بود. باید بدانند ما پیرو اندیشه‌ و تئوری هستیم که امام به ما یاد داده و آن این است که اگر رئیس جمهور منتخب مردم از طرف ولی‌فقیه تنفیذ نشود، طاغوت و اطاعت از او حرام شرعی است.

— محمدتقی مصباح یزدی

 

جست‌وجوی مشکلات در بیرون

یکی از چیزهایی که بسیار در فضای آنلاین میان ایرانیان -- و گاهی انسان‌هایی از دیگر کشورها -- مشاهده کرده‌ام این است که آن‌ها ریشه‌ی مشکلات خود و جامعه‌شان را همیشه بیرون از خود جست‌وجو می‌کنند، به همین دلیل -- و البته به دلایل دیگر -- به روان‌شناسان، عارفان، فیلسوفان، جامعه‌شناسان، دین‌شناسان و... بسیار بدبین‌اند و تا حد بیمارگونه‌ای به اقتصاددان‌ها، حقوق‌دان‌ها و تکنیسین‌ها علاقه‌مندند.

علی‌الاصول «آزادی انتزاعی» برایشان غیرقابل‌درک است و گمان می‌کنند که آزادی کالایی لوکس خارج از انسان است که می‌شود آن را هر زمان خریدوفروش کرد یا به راحتی نشان داد و به‌دست آورد -- فقط کافی‌ست که اراده کنی! شاید انسان پیشامدرن این‌قدر درباره‌ی بهشت و جهنّم و حوری و... متوهّم نبوده که برخی از افراد توهّم رسیدن به آزادی را دارند.

امرا مردان خدا نیستند

آیا «بمان و بساز» نسخه‌ی سکولارشده‌ی «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»۱ نیست؟ ای کَلَک‌ها! فکر کردید من هم مانند خودتان خَرَم؟ البته این جمله را برای نخبگان علمی، مثل آقای عبدالکریمی (هایدگر ایران) و آقای سروش (مارتین لوتر مناطق اسلام‌زده) نوشته‌اند، به پخمگانی مثل من ربطی ندارد!

«نیم‌نانی گر خورد مردِ خدا
بذلِ درویشان کند نیمی دگر

ملکِ اقلیمی بگیرد پادشاه
همچنان در بندِ اقلیمی دگر»
— سعدی

ادامه‌ی مطلب

زن باید چگونه باشد؟

اکثر دوستان من دنبال زنی می‌گردند که فقط در آشپزخانه و تخت‌خواب خوب باشد. حق هم دارند، فرهنگ ما این‌گونه بوده و این را به‌شان القاء کرده است. اکثریت آن‌ها زنی را می‌خواهند که زیبا باشد، در خانه بماند، با مردهای دیگر سخن نگوید، پولی در نیاورد و جایی کار نکند. میل آن‌ها به زنی مطیع، ساده‌لوح، بی‌مغز و بی‌زبان است تا هر چه شوهرش می‌گوید را رعایت کند. زنی که کار می‌کند، شک می‌کند، می‌اندیشد، می‌تواند زندگی مستقلی داشته باشد، با انسان‌های دیگر معاشرت می‌کند و... در فرهنگ ما -- در بهترین حالت -- زن زندگی نیست! این‌ها واقعیّت‌هایی‌ست که من از اطرافیانم -- از پدر و مادر تا دوستان و آشنایان و غریبه‌ها -- شنیده‌ام.

arrow_upward