دلتنگی

دلم برای یه چیزی تنگ شده که نمی‌تونم بگم چیه، یعنی بگم بلاگیکس کلِ بلاگ رو می‌بنده😁

دنیا را تغییر دهیم

«اتاقت را تمیز کن!»۱ 

ما دوست داریم دنیا را تغییر دهیم، امّا گاهی فراموش می‌کنیم که اتاق خودمان را تمیز کنیم. 

بسیاری از تغییرات نه از فریادهای بلند، بلکه از نواهایی کوچک آغاز می‌شوند و با آن‌ها پیش می‌روند و به‌جایی می‌رسند.

ادامه‌ی مطلب

در دفاع از «حقوق بشر»

متأسفانه در ایران، ما هیچ درک درستی از «حقوق بشر» نداریم. از روحانیّت تا روشنفکران ما، همه گمان می‌کنند که حقوق بشر دم و دستگاهی‌ست در غرب؛ در بهترین حالت سازمان خیریه‌ای‌ست که در راه رضای «خدا» کارهایی انجام می‌دهد و در بدترین حالت یک توطئه‌ی غربی برای نابودی کشورهایی مثل ماست! در حالی که حقوق بشر اساساً یک مفهوم است، مفهومی که در آن ابتداء چیزی به‌نام انسان -- از دیدگاهی مدرن -- تعریف می‌شود. حقوق بشر از دستگاه معرفت‌شناختی‌ای می‌آید که در آن تمام انسان‌ها فارغ از رنگ پوست، جنسیّت،‌ دین، طبقه‌ی اجتماعی، محل زندگی و ... انسان‌اند و حقوقی دارند که کسی حق نقضشان را ندارد. درست است که خاستگاه حقوق بشر غرب است، امّا مفاهیمی که در آن به‌کار می‌رود هیچ‌ربطی به غرب -- علی‌الخصوص آمریکا -- ندارد. 

در سنّت و معرفت‌شناسی دینی ما وسیله‌ای برای تعریف حقوق بشر وجود ندارد. تحقیقاً غیرممکن است که حقوقی برای بشر تعیین کنیم، زیرا حقوق بشر نشأت گرفته از برابر دانستن انسان‌ها به‌لحاظ ذاتی‌ست، در حالی که در اسلام مسلمان و کافر، سیّد و غیرسیّد، زن و مرد، بالغ و نابالغ، حلال‌زاده و حرامزاده بالذات متفاوت‌اند. فرهنگ ما نیز تحت تأثیر دین ما -- و فرهنگ‌های پیشامدرن دیگر -- به‌هیچ‌روی نمی‌پذیرد که یک غیرایرانی را در کنار یک ایرانی قرار دهد و هر دو را برابر بداند، فلذا تعریف «حقوق بشر» در آن غیرممکن می‌نماید. این اشعار «بنی‌آدم اعضای ...» را هم بگذارید درِ کوزه، آبش را بخورید، زیرا که به هیچ کار دیگری نمی‌آید. تا زمانی که تعریف ما از انسان از هزارتوی قدسیّت نشأت می‌گیرد، در بندِ همان می‌ماند. این از لطافت شیخ شیراز بوده که این‌ها را می‌گفته و لا غیر.

یکی از وجوه اشتراک اکثر فعالان سیاسی در ایران عدم اعتقاد و اعتماد آنان به مفهوم «حقوق بشر» است. در جریان‌های سیاسی ایرانی چیزی به‌نام «حق دیگری» وجود نداشته و ندارد. هر کس در صدد احقاق حق انسان‌های حاشیه‌ای برآید، تهمت‌هایی می‌خورد که حاصل درک نکردن «حقوق بشر» توسط ایرانیان است. تنها راه رسیدن به «حقوق بشر» تعریفی برابر و بی‌حاشیه و مقدمه از «بشر» و کنار گذاشتن تمام تعصب‌ها توسط روشنفکران و اندیشمندانِ ایرانی‌ست. تا زمانی که کافر نجس است و سیّد محترم، نمی‌شود «حقوق بشر» را درک کرد، نمی‌شود!

پی‌نوشت: حتیٰ عبدالکریم سروش که خود را «روشنفکر دینی» می‌داند هم برای احترام به محمّد خاتمی (رئیس‌جمهور اسبق) -- در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی -- او را سیّد می‌خواند.

نوروز خودت

سال قبل، قبل از نوروز در کانال تلگرامم نوشتم: «امسال ارباب‌اید یا بنده؟»

حال بگویید که امسال ارباب‌اید یا بنده؟

من هنوز برده‌ام و مطیع اربابان.

ضعیف‌ترین درس: ادبیات فارسی

یکی از درس‌هایی که هیچ‌وقت -- در دوران مدرسه -- نتوانستم در آن موفقیّت چشم‌گیری کسب کنم، ادبیات فارسی بود. همیشه ادبیات را دوست داشتم، امّا انگار او مرا دوست نداشت، چرا که همیشه ادبیاتم ضعیف بوده و است. 

امیدوارم در این دوران دانشگاه بتوانم خود را در ادبیات -- چه انگلیسی و چه فارسی -- تقویّت کنم.

فلسفه‌ی اوّلِ ایران

«ای گروه شیعه! خود را ذلیل مسازید و ورطه‌ میندازید به سبب نافرمانی سلطان و فرمان‌فرمای خود؛ پس اگر عادل است، از خداوند درخواست کنید که او را پاینده بدارد و اگر ظالم است، از درگاه الٰهی مسئلت نمایید که او را به صلاح آورد که صلاح شما در صلاح سلطان است.»
– ملااحمد نراقی، معراج السعادة

بی‌خدایان آنان‌اند که از بحر دانش جرعه‌ای ننوشیده‌اند. آنان رذل‌ترین و شقی‌ء‌ترین آدمیان‌اند، و از قساوت قلب خویش حق را نمی‌بینند! نمی‌بینند بندگانی را که در سوگ تنها خدای خود، زانوان در خاک می‌کنند و سینه‌زنان می‌گریند؟ بگذار به خودشان بگویم: «آیا نمی‌نگرید که این بندگان، این روسیهان که هر کدام در سفیدرهی از هم پیشی می‌گیرند، تن خاکی به گِلِ آغشته از اشکْ می‌آلایند، تا اثبات کنند که نیک‌زاد و نیک‌سرشت‌اند؟ آیا صدای کوروش و داریوش و اساطیر این پادشاهی چند هزار ساله را نمی‌شنوید که هر روز و هر لحظه با پدید آمدن و مردن هر حاکمی، می‌غرّند و جهان را به سیطره در می‌آورد؟ همانا گر نبینید از کوران‌اید!»

آیا آن ملحدان صدای گرگان و تورانیان را نمی‌شنوند که دندان‌ها برای خون این مردم سبحان، این نیم‌خدایان ولایت‌مدار تیز کرده‌اند؟ گمان نمی‌برم که کَسْ جهان را نظر کند و نبیند عافیتمان را در دل زخم‌های بسیار که خورده‌ایم، چون ما خدا هستیم. زنهار که باید فریاد «نحن الحق» سر دهیم. زنهار!

مرتد (۲)

«دیگه فردام به‌درک، بذا حرفامو بزنم»۱ 

شاید از پست قبلی این سوال به ذهن برخی آمده باشد که «این مرتد که می‌گویید یعنی چه؟»

در شریعت اسلام «مرتد» یعنی کسی که سابقاً مسلمان بوده ولی دیگر مسلمان نیست. اگر فردی با اختیار خود بدین قضیه اعتراف کند، مستحق مرگ است و مسلمین باید خونش بریزند. البته اگر مرتد مسلمان‌زاده (فطری) نباشد -- یعنی از پدر و مادری مسلمان زاده نشده باشد -- و توبه کند، توبه‌اش پذیرفته شده و دوباره به مسلمانی تبدیل می‌شود که دَمَش احترام دارد. امّا اگر فرد مرتد، مرتدِ فطری باشد و مذکر -- یا مرتد غیرمسلمان‌زاده‌ای که توبه نکرده است -- ریختن خونش در اکثر فرق مشهور اسلامی جایز است. مرتد زن چه مسلمان‌زاده باشد چه نباشد، کشته نمی‌شود امّا باید تا زمان توبه زندانی شود.

مرتد -- مانند تمام کفّار -- نجس است.۲

همین حالا با استناد به اصل ۱۶۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اگر کسی مرتد شود و شرایط ارتدادش با شرایط مطرح‌شده در شریعت مطابقت داشته باشد، اعدام می‌شود

اصلاحیه: دو رویکرد فقهی-حقوقی داریم. در فقه حکم ارتداد اجماعی نیست. برخی بزرگان ادعا می‌کنند مربوط به عصر نبوت است و چون مورد خاص است، سرایت و توسعه‌اش خیلی صحیح نیست. اما برای احتیاط به آن توجه نشان داده می‌شود. بااینحال بررسی چند و چون آن در مقام اثبات جایز نیست. لازم است شخص خودش برود درب تمام علما را بزند و بگوید من مرتدم، بیائید حکم کنید. در بعد حقوقی، و در معنای دقیق‌تر کیفری، لازم است قانونی برای مجازات مسئله باشد تا اجرا شود. در قانون مجازات اسلامی مصوب 92 حکم ارتداد پیشبینی نشده. زنا هست، شرب خمر و الی ما لا نهایه اما نظر آندسته‌ای که ارتداد را مقید به عصر نبوت می‌دانند تقویت کرده است. در ح-کیفری قاعده‌ای کلی هست که قانون را بنفع متهم تفسیر کنند. یعنی اگر متهم یک دلیل بیاورد که فقط قاضی را به شک اندازد، حد ساقط است (تدرأ الحدود بالشبهات). از این ادله هم فراوان در قانون، رویه قضائی و فقه هست. مستند به یک اصل ق-اساسی نمی‌شود کسی را برد بالای دار. در فقه نظرات ضد و نقیض بسیار است. این ویکی‌ها هم قطعا منبع مناسبی برای این مسائل نیستند.

 

ادامه‌ی مطلب

بازی

دلم برای Counter Strike 2 تنگ شده🥲

کسی راهی می‌شناسه بتونم کانتر ۱.۶ نصب کنم باهاش آنلاین -- داخل سرورهای ایرانی -- بازی کنم؟

یاد دوستان عرب و روس بخیر ...

arrow_upward