اعصاب پنیری
اگر یکبار دیگر ببینم که یکی از دوستان حزباللهی از «عبدالکریم سروش» نقل قول کرده و او را عزیز دانسته است، چاک زبان برمیکشم و مدنیّت کنار میگذارم و از هیچ سخن ناپسندی خود را پرهیز نمیدهم.
مگر میشود اینهمه تناقض؟ یک روز همهی اصلاحطلبان را یککاسه میکنید و فحشکششان میکنید، فردا صبح که -- از روی خریّت -- چندی بر وفق مرادتان سخن میرانند، عزیزشان میدارید؟!
بالاخره سروش و امثال او «کافر» و «مرتد» و «خارجی»اند یا مؤمن؟ نمیشود هر جا که به مزاج حضرات خوش آمد، مغروق در ایمانشان کنید و هر جا خوش نیامد تکفیر! نمیشود هر جا که حرفهای شاذ میزنند نوکر انگلیس باشند و هر جا طبق میل علمای سَلَف سخن کوتاه میکنند، بدل به «منتقد دلسوز» شوند! نمیشود آقا!