فرض کنید که بهشکلی جادویی و غیرممکن هوش مصنوعی در زمان نیکولاس کوپرنیک وجود داشت. کوپرنیک میگفت: «زمین به دور خورشید میچرخد.» کلیساییان سریعاً به مدلهای زبانیای که بر اساس دانش روز آموزش دیده بودند رجوع کرده و میپرسیدند: «آیا زمین به دور خورشید میچرخد؟» هوش مصنوعی هم پاسخ میداد: «بر اساس اجماع علمی، شواهد رصدی و متون مقدس، فرضیه خورشیدمرکزی کوپرنیک فاقد اعتبار آماری و تجربی است.»
شاید بگویید که این حرف من اشتباه است، اما یکبار به عملکرد هوش مصنوعی گراک (Grok) در اکس (X) بنگرید؛ انگار که فکتها، آمارها، عددها و گزارشهایی که گذشتگان جمعآوری کردهاند مثل «علم رجال»ی درآمده که میتوان از آن برای صحیح دانستن هر روایتی استفاده کرد، انگار که گذشتگان همیشه راست گفتهاند و ما میتوانیم برای تأیید پیشفرضهای خود از حرفهای آنان -- در قالب پاسخ هوش مصنوعی -- استفاده کنیم. اختلاف نظرها، مناقشات نظریهپردازان و فیلسوفان و کاوشهای پژوهشی همگی جای خود را به الگوریتمی میدهند که باید غرایز اولیهی ما را برای دوست داشته شدن، عشق ورزیدن، هیجان و... ارضاء کند!