برای پازولینی کارگردان

برای پیر پائولو پازولینی:
کو آن دست‌ها که بریده‌اند از رشدگاهِ عقلِ آن مرد رومی؟ کو آن سترگ اندیشه‌ای که درآمیخت خود را با «ساد» کبیر! می‌توانم ببینم با تمام سختی در دفترِ بیچارگان، که تو نشسته‌ای در میان، و گرفته‌ای پای آن غولان که بالاروی از برجِ شرارتِ گاریزندا.
آیا آن ساکن آتنْ -- خدای زئوس -- می‌فرستد آن مادیان گاو تا ببلعد فرزندش (اروپا) را و تو شکم آن مادیان می‌دری تا سجده کنی به شیطان؟
«پیر»! گر آخرین ضربه به سرت بخورد، آیا نجات می‌دهی خود را از خدعه‌های آزادی‌ستیزان ظاهراً آزاد؟

arrow_upward