لهجه

یک بار برای همیشه: لهجه به هیچ وجه «لحجه» نوشته نمی‌شود. دوستان پان‌ترک ما عادت دارند که به الفبای یأجوج و مأجوج فارسی بنویسند! کاری به زبان خودشان که ترکی‌ست ندارم، امّا حداقل اگر می‌خواهند به فارسی بگویند که «فارسی» لهجه‌ای از زبان ترکی‌ست، آن را درست انشاء کنند.

در ویکی‌پدیای عربی برای لهجه چنین تعریفی آمده است: «في اللسانيات، اللهجة هي مجموعة من الصفات اللغوية التي تنتمي إلى بيئة خاصة، ويشترك في هذه الصفات اللغوية جميع أفراد هذه البيئة.» (در زبان‌شناسی، گویش مجموعه‌ای از ویژگی‌های زبانی است که به یک محیط خاص تعلق دارد و همه‌ی اعضای آن محیط در این ویژگی‌های زبانی مشترک هستند.)

حالات زبان آریایی‌ها!

دو حالت بیشتر ندارد یا من فارسی بلد نیستم، یا مردم ایران فارسی حرف نمی‌زنند! گاهی حس می‌کنم که هیچ حرف‌شان را نمی‌فهمم، انگار کسی دارد به زبان فرانسه مقابلم سخن می‌گوید و من مانند کسی که با چوب توی سرش زده‌اند، بهت‌زده به ایشان می‌نگرم. دوازده سال در مدارس این کشور درس خوانده و اکنون به دانشگاه راه یافته‌ام، امّا هنوز نمی‌توانم درست بفهمم که مردم ایران چه می‌گویند! انگار کلمات‌شان هیچ معنایی ندارد؛ درباره‌ی «زمین» حرف می‌زنند ولی منظورشان «آسمان» است، درباره‌ی «آسمان» سخن می‌گویند امّا مقصودشان «زمین» است. مبهوت مانده‌ام که این جماعتِ فارس‌زبان -- که برخلافِ منِ دهاتی‌زاده همه نجیب‌زاده و آریایی‌اند -- چه می‌گویند و از زبانشان چه می‌تراود؟!

arrow_upward