چای ریختم
چای ریختم، نوشتی، سرد شد -- نه آنقدر که نشود خوردش.
برای نوشتن چیزهای شگفتانگیز
چای ریختم، نوشتی، سرد شد -- نه آنقدر که نشود خوردش.
اینجا جاییست که قرار است بسیار درونش پرحرفی کنم، اگر دوست داشتید حرفهایم را بشنوید، نیاز به هیچ صدای درونی و قلبیای ندارید، فقط به چشمهایتان اعتماد کنید.