قربانی
«منم قربانیِ شرق و تحجّر، غرب و استعمار ....»
– بهرام نورایی
گاهی فکر میکنم که اگر ذهنهای جماعتی را در بند کنی، عقل و فهمشان را در بند کردهای و اینگونه میتوانی تا ابد آنها را از فهمِ آزادی بازداری.
پست قبلی را در یکی از سرویسهای بلاگنویسی دیگر نیز به اشتراک گذاشتم و کامنتهایی که دریافت کردم -- هر جور که حساب کنید -- فاجعه بود.
من در آن پست از لزوم صداقت و دوری از دورویی گفته بودم، امّا اگر انسان دروغ را هر روز بشنود، «صداقت» را خطرناک و «راستی» را مخلّ نظم و آرامش درونیاش مییابد. چقدر دلم به حال اینگونه افراد میسوزد!
بهگونهای اوضاع پیش میرود که اگر روزی کسی بگوید: «آزادی بردگیست»، هیچکس او را شماتت نکند، چرا که دروغی که بهنفع ماست، دیگر دروغ نیست!
پینوشت: من با جنگ مخالفام.