آزادی کجاست؟

هر چه در گوش حضرات خواندیم که جامعه‌ی آزاد نیاز به هزاران چیز دارد و آن هزاران چیز را نمی‌شود -- الله‌بختکی -- در کوله‌ی سربازان یافت، به خرجشان نرفت که نرفت.
حال بهتر است از ایشان بپرسیم: «آن آزادی که می‌گفتید در کوله‌ی سربازان آمریکایی پیدا می‌شود، کجاست؟»
هزاران بار درباره‌ی لزوم «سکولاریزاسیون زبانی» و «فرهنگ گفت‌وگو» گفتیم، هزاران بار درباره‌ی رفتار توده‌ای و گله‌ای گفتیم، مگر متوجه شدند! هر چه می‌گفتی یک پیشوند «چپ» یا «اصلاح‌طلب» به تو می‌دادند و شروع می‌کردند به ناسزاگویی. موعظه‌های صد من یک غاز بزرگانشان را تکرار می‌کردند و حرف‌های تند می‌زدند که ما خیلی شجاع و بی‌خردیم! شجاعتتان به چه دردی خورد؟ با عربده‌کشی در توییتر و اینستاگرام چه دنیای آزادی را تصور کردید که حال بتوانید بسازیدش؟

بارها گفت و شنود کردیم و نشستیم پای حرف هم، آخر کار نتیجه این شد که آقایی در مونیخ فریاد بزند: «یک ملت، یک پرچم ...». نمی‌دانم که خود را مسخره کرده‌ایم یا قصد آزار هم را داریم. این حرف‌ها را نزدم تا کسی را نومید کنم. آزادی هر لحظه وجود دارد و می‌توان در تاریک‌ترینِ لحظات به آن فکر کرد. اما فکر آزاد قبل از هر چیز درباره‌ی اشتباهاتش می‌اندیشد تا به آزادی برسد؛ می‌اندیشد که کجا اشتباه اندیشیده است که نتیجه‌ای اشتباه گرفته است. پس ای آزادی‌خواهان، با هر نگاهی که هستید کمی دورتر بنشینید و درباره‌ی آن «آزادی» که همه را طرد می‌کرد بیندیشید و بنگریدش که چقدر پلید و تاریک است. باید از این پلیدی نجاتش داد تا از «آزادی» به آزادی تبدیل شود.

arrow_upward