مردم همیشه معترض
شاید خیلی سخت است که عدّهای بپذیرند مردمی که همیشه در صحنه بودند و مقابل خدایانشان سر تعظیم فرود میآوردند، اینگونه جلوی این خدایان ایستاده و نمیگذارند که حقشان خورده شود. همانگونه که اینجا نوشتم، اربابان دین و استعمار و استثمار بردهی مطیع میخواهند، نه متفکر. آنان میخواهند که کسی ازشان تقلید کند، نه اینکه ایراد بگیرد و راه خود را برود. این حرص برای بهبردگیگرفتن دیگران فقط مختص اربابان تحجر و استعمار نیست، بلکه عدّهی بسیار زیادی از کراوات به ریشها هم همینگونهاند. از سوال آنقدر در حذرند که میتوان با تعریفی کوچک خرشان کرد. اگر یکبار موقع صدا کردنشان بگویی «دکتر»، «مهندس» و ... چنان آب از لبولوچهیشان آویزان میشود که بیا و ببین. مشکل آنها دقیقاً با آنچه نسل زد (ضد) مینامند همین است، نسل زدیها نمیگویند: «حضرت سلطان صاحب قران، آیتاللهالعظمی شاهنشاه آریامهر»، بهجایش چند فحش چارواداری نصیبت میکنند تا بفهمی چه کسیاند و «مسجد جای ریدن نیست»! دیگر دورانِ «ما همه بنده و این قوم خداوندانند» دارد به پایان میرسد و اگر ما بخواهیم میتوانیم زمان بهکام دیگری رقم زنیم، شاید.