عبدالکریم سروش: درس عبرتی برای ما
یکی از انسانهایی که تا به حال کتابی از او نخواندهام ولی درک کردنش برایم آسان مینماید، عبدالکریم سروش است.
او را نمیشناسم ولی جهتگیریهایش برایم جالب است.
حکومت ایران سالهاست که او را از خود طرد کرده و نظرات و حرفهایش، در جریان اصلی شریعت، کفر مطلق است.
تنها شانسی که آورده هم این است که «فدائیان اسلام» سالهای پیش منقرض شدهاند -- و ریغ رحمت را سر کشیدهاند -- وگرنه سرنوشت و سرشتی مانند «احمد کسروی» پیدا میکرد. معدوم بر دار هلاکت ایمان!
دفاعش از دوستان اصلاحطلب هم قابل تأمل است. روزگاری نظریهپرداز اولشان بود، حالا این پدرِ انقلابِ فرهنگی و رفیقِ شفیقِ مصباح یزدی، پیر و فرتوت در گوشهی نمیدانم کجای آمریکا افتاده است. نه میتواند آمریکایی باشد، نه ایرانی!
چه سرنوشت دردناکی!