در دفاع از «حقوق بشر»
متأسفانه در ایران، ما هیچ درک درستی از «حقوق بشر» نداریم. از روحانیّت تا روشنفکران ما، همه گمان میکنند که حقوق بشر دم و دستگاهیست در غرب؛ در بهترین حالت سازمان خیریهایست که در راه رضای «خدا» کارهایی انجام میدهد و در بدترین حالت یک توطئهی غربی برای نابودی کشورهایی مثل ماست! در حالی که حقوق بشر اساساً یک مفهوم است، مفهومی که در آن ابتداء چیزی بهنام انسان -- از دیدگاهی مدرن -- تعریف میشود. حقوق بشر از دستگاه معرفتشناختیای میآید که در آن تمام انسانها فارغ از رنگ پوست، جنسیّت، دین، طبقهی اجتماعی، محل زندگی و ... انساناند و حقوقی دارند که کسی حق نقضشان را ندارد. درست است که خاستگاه حقوق بشر غرب است، امّا مفاهیمی که در آن بهکار میرود هیچربطی به غرب -- علیالخصوص آمریکا -- ندارد.
در سنّت و معرفتشناسی دینی ما وسیلهای برای تعریف حقوق بشر وجود ندارد. تحقیقاً غیرممکن است که حقوقی برای بشر تعیین کنیم، زیرا حقوق بشر نشأت گرفته از برابر دانستن انسانها بهلحاظ ذاتیست، در حالی که در اسلام مسلمان و کافر، سیّد و غیرسیّد، زن و مرد، بالغ و نابالغ، حلالزاده و حرامزاده بالذات متفاوتاند. فرهنگ ما نیز تحت تأثیر دین ما -- و فرهنگهای پیشامدرن دیگر -- بههیچروی نمیپذیرد که یک غیرایرانی را در کنار یک ایرانی قرار دهد و هر دو را برابر بداند، فلذا تعریف «حقوق بشر» در آن غیرممکن مینماید. این اشعار «بنیآدم اعضای ...» را هم بگذارید درِ کوزه، آبش را بخورید، زیرا که به هیچ کار دیگری نمیآید. تا زمانی که تعریف ما از انسان از هزارتوی قدسیّت نشأت میگیرد، در بندِ همان میماند. این از لطافت شیخ شیراز بوده که اینها را میگفته و لا غیر.
یکی از وجوه اشتراک اکثر فعالان سیاسی در ایران عدم اعتقاد و اعتماد آنان به مفهوم «حقوق بشر» است. در جریانهای سیاسی ایرانی چیزی بهنام «حق دیگری» وجود نداشته و ندارد. هر کس در صدد احقاق حق انسانهای حاشیهای برآید، تهمتهایی میخورد که حاصل درک نکردن «حقوق بشر» توسط ایرانیان است. تنها راه رسیدن به «حقوق بشر» تعریفی برابر و بیحاشیه و مقدمه از «بشر» و کنار گذاشتن تمام تعصبها توسط روشنفکران و اندیشمندانِ ایرانیست. تا زمانی که کافر نجس است و سیّد محترم، نمیشود «حقوق بشر» را درک کرد، نمیشود!
پینوشت: حتیٰ عبدالکریم سروش که خود را «روشنفکر دینی» میداند هم برای احترام به محمّد خاتمی (رئیسجمهور اسبق) -- در مصاحبه با بیبیسی فارسی -- او را سیّد میخواند.