نذری دانشکده علوم انسانی

یک روز وقتی از کلاس بیرون آمدیم و به طبقه‌ی همکف دانشکده رسیدیم، دیدم که دانشجوها دور یک میز حلقه زده‌اند. نمی‌دانم کدام نهاد در دانشگاه داشت شیرینی و شربت پخش می‌کرد؛ به‌مناسبتی که اکنون به خاطر ندارم. بچه‌ها با ولعی خاص داشتند برای گرفتن یک شیرینی خود را عقب و جلو می‌کردند. من هم ایستادم و همکلاسی‌ام رفت و دو شیرینی گرفت، با هم خوردیم و خدایمان را شکر کردیم.

اکنون که به این رخداد فکر می‌کنم، عرق شرم بر پیشانی‌ام نقش می‌بندد! چرا دانشجویان علوم انسانی در دانشکده باید این‌گونه برای گرفتن یک شیرینی یا شربت آشفته شوند؟ یعنی ما دانشجویان علوم انسانی نمی‌توانیم برای گرفتن یک شیرینی صف تشکیل دهیم؟ گرفتن و خوردن نذری در فرهنگ ما کار نکوهیده‌ای نیست، اما این حد از هیجان برای خوردن مال مفت در میان ما (ما یعنی من و دیگر انسان‌ها) که هر یک خود را مخرن علم و معرفت بشری می‌دانیم، بسیار ننگ‌آور است.

arrow_upward