بردگی

بخشی از بردگی این است که ندانی برده‌ای. برده‌ای که می‌داند برده است، دیگر برده نیست، او آزاد است، نه از بندهای فیزیکی، بلکه از بندهای ذهن خودش که او را به بند کشیده‌اند.

در فیلم هابیت: برهوت اسماگ (اثر پیتر جکسون)، در صحنه‌ای که لگولاس و پدرش درحال اعتراف‌گیری از یک «دورف‌»اند، پدر (تراندوئیل‌شاه) سر دورف را از تن جدا می‌کند، پسر می‌پرسد: «تو قول دادی که آزادش کنی؟!» پدر پاسخ می‌دهد: «آزاد کردمش. سرِ پست او را از تنِ تیره‌بختش آزاد کردم!»

پی‌نوشت: تلویحاً آن‌چه در فیلم گفته شده است، استعاره‌ای‌ست، وگرنه من موافق هیچ‌گونه خشونتی برعلیه هیچ انسانی نیستم.

arrow_upward