شاهکاری عریان

این فیلم که گمان می‌کنم ساخته‌ی کشور انگلیس باشد، رابطه‌ی پرشوروحال زوجی را بیان می‌کند که در نُه قسمت با هم می‌خوابند. فیلم با صحنه‌های صریح جنسی و کمک‌گرفتن از موسیقی متال به‌عنوان شارح اعمال این زوج، یکی از بهترین فیلم‌هایی بود که در ماه اخیر دیده‌ام. صحنه‌هایی که بی‌نهایت انسانی بودند و انسان را از هرگونه هرزه‌نگاری‌ای به‌دور می‌داشتند. این‌گونه نیست که بگویم این فیلم در حال نشان‌دادن تمام واقعیت است، بلکه بالعکس، با تمام دارایی هنری‌اش رابطه‌ی جنسی در انسان را به‌تصویر کشیده است.

آن‌چه کارگردان این فیلم بر آن تأکید کرده علاوه بر هیجانات و احساسات طبیعی، نشان‌دادن عمق فانتزی‌های انسان نیز است. زمانی که رابطه تمام می‌شود هرکدامشان به‌گوشه‌ای رفته و تبدیل به انسان‌هایی می‌شوند که در حالت عادّی‌اند؛ انگار میل به‌پایان رسیده امّا مرحله‌ی دیگری از فانتزی که همان «معمولی‌بودن» است هنوز ادامه دارد. هیچ‌چیز ماورایی -- پس از رابطه -- در آن‌ها شکل نمی‌گیرد. برخلاف تصویرسازی‌های رایج سینمایی که میل به‌رابطه‌ای فراانسانی ایجاد می‌کنند، این اثر درحال میل‌زدایی از تماشاگران است و با زبان بی‌زبانی می‌گوید: «هیچ‌چیز مقدّسی درباره‌ی رابطه‌ی جنسی وجود ندارد!»

[باید بگویم که این دیدگاه من نسبت به فیلم ۹ آهنگ (محصول ۲۰۰۴) است که ممکن است مورد قبول همگان واقع نشود و هرکس می‌تواند برداشت خود را داشته باشد.]

arrow_upward