مرتد (۶)
در شرایطی که تمام افراد جامعه حق دسترسی به اینترنت آزاد ندارند و نمیتوانند آزادانه اظهارنظر کنند، نوشتن از روشنفکری بیمعناست. نوشتن و سخنگفتن از تاریخ روشنفکری در فضایی که هر لحظه ممکن است -- با هزار بند قانونی و غیرقانونی -- صدایت را ببرند، عبث است. روشنفکری در خودش کلمهی «روشن» دارد، پس نمیتوان آن را غیرروشن و استعاری تشریح کرد.
اگر هم کسی از آقایان و خانمها و افرادی از دیگر جنسیتها آمدند و گفتند که ما آزادی گفتار داریم، باید بپرسم که اگر -- خدایی نکرده -- من بخواهم دربارهی «سلمان رشدی» بنویسم و از او دفاع کنم، آزادی این را دارم که بدونِ خوردنِ اتهاماتِ شاذ به زندگیام ادامه دهم؟ آیا آزادی این را دارم که به تحصیل در دانشگاه ادامه داده یا روزی استاد دانشگاه شوم؟ آیا قادرم پستی دولتی بگیرم و به کشورم خدمت کنم؟
در نظر بگیرید که سلمان رشدی یک زخم قدیمیست که با خنجر خونینی التیام یافت، حال اگر موضوعی جنجالیتر باشد، معلوم نیست که به سرنوشت خودش دچار خواهیم شد یا داریوش فروهر!